مراقب اطرافیانش بود

0

من و حاجی از ۴۰ سال پیش با هم دوست بودیم.

حاجی در همه عمرش مراقب رفتارش بود که در محضر خدا دچار گناه و معصیت نشود، اما در چند ماه آخر خود را برای رفتن آماده می‌کرد.

می‌گفت اگر خطایی از من سر بزند، خودم را جریمه می‌کنم.

هیچ‌وقت نمازجماعت و نماز شبش را ترک نمی‌کرد و در هر شرایط مالی از حال اطرافیان نیازمندش بی‌خبر نمی‌ماند.

دهه ۷۰ که با هم درس می‌خواندیم، متوجه شدیم دست و بال یکی از اهالی محل تنگ است.

حاج احمد با هر سختی بود مرتب برایش مواد غذایی تهیه می‌کرد.

ما شبانه وسایل را به در منزلش می‌رساندیم.

جلو در می‌گذاشتیم و بعد از زنگ زدن از آنجا دور می‌شدیم تا ما را نشناسد و شرمنده نشود.

حاجی با بخشندگی خاصی، دست کاسبان ورشکسته را می‌گرفت.

او وقتی متوجه شد یکی از آشنایانمان برای حل مشکل مالی پول ربا گرفته خیلی ناراحت شد.

حاجی آن مبلغ را قرض کرد و به صورت قرض‌الحسنه در اختیار او گذاشت.

حاج احمد یک سردار و فرمانده بود، اما تواضع و فروتنی خاصی داشت و به کوچک و بزرگ اول سلام می‌کرد.

شهید درباره حجاب تعصب و حساسیت خاصی داشت و به قول دوستی مزارش در حرم امامزاده حسن(ع) قرار گرفت تا هیچ‌کسی بی‌حجاب به دیدنش نرود.

سردار از افتخارات محله امامزاده حسن(ع) است و من و دوستانش بعد از شهادت ایشان، از تولیت آستان امامزاده خواستیم با تدفین شهید در حرم موافقت کنند که تولیت حرم هم همکاری کردند.

حاج ناصر دیندار، دوست شهید

ارسال نظر