کارگران فصلی

کارگران فصلی

نویسنده: admin - 1398/08/05

همیشه کارهای خیرش مخفیانه بود و سعی می کرد کسی از آن ها مطلع نشود. ولی از آن جا که رفاقت دیرینه ای بین ما وجود داشت ، گاهی اوقات از روی غمی که داشت ، برای من درد و دل می کرد. یک روز صبح جمعه که برای خواندن دعای ندبه به امام زاده حسن (ع) رفته بود. موقع بازگشت در مسیر تعدادی کارگر فصلی را می بیند که کنار خیابان ایستاده اند تا برای کار اعزام بشوند. با خودش فکر می کند که این بندگان خدا حتما صبحانه ی درست و حسابی هم نخورده اند. حدودا ۳۰-۴۰ نفر می شدند. می رود و برای همه ی آن ها صبحانه ای تهیه می کند و برای شان می آورد.

برگرفته از پرواز در تاسوعا

به نقل از زبان محمد علی پسندیده